دسته:
لعیا اعتمادی، نویسنده رمان «دختر جنگ»، با بیان اینکه دغدغه فلسطین و زندگی مردم این سرزمین انگیزه اصلی او برای نگارش این اثر بوده است، گفت: تلاش کردهام واقعیت جنگ و سختیهای مردم فلسطین را برای کودکان، با زبانی لطیفتر اما صادقانه روایت کنم و نشان دهم کودکی مانند «دیما» چگونه در میانه جنگ، از دغدغههای ساده کودکانه به مسئولیتپذیری و تابآوری میرسد.
نویسنده رمان «دختر جنگ» درباره انگیزه خود از نگارش این اثر اظهار داشت: نویسندگان دو دسته هستند؛ گروهی داستان مینویسند تا داستانی خلق شود و سوژه برایشان اهمیت چندانی ندارد، اما گروهی دیگر به دلیل دغدغههایشان داستان مینویسند. من جزو دسته دوم هستم و تلاش میکنم درباره موضوعاتی بنویسم که دغدغه زندگیام هستند.
وی ادامه داد: مسئله فلسطین و فضایی که میان مردم این سرزمین وجود دارد؛ از غم و ناراحتی گرفته تا شادی و پیروزیهایی که تجربه میکنند، باعث شد داستانی برای کودکان با موضوع فلسطین بنویسم.
اعتمادی درباره بازتاب فرهنگ و سبک زندگی فلسطینیها در این داستان گفت: اگر بخواهم کلی صحبت کنم، فضای داستان تا حد زیادی عام است، اما این به معنای فاصلهگرفتن از فرهنگ فلسطین نیست. در بخشهایی از داستان به عشق و علاقه مردم به زمینهایشان، کشاورزی، آداب و رسوم، غذاها و حتی اهمیت داشتن فرزندان زیاد پرداختهام.
این نویسنده افزود: با این حال، چون داستان برای کودکان نوشته شده است، اگر بیش از اندازه وارد جزئیات فرهنگی میشدم، ممکن بود موضوع اصلی داستان، یعنی به تصویر کشیدن مظلومیت و مقاومت مردم فلسطین، نادیده گرفته شود. به همین دلیل تلاش کردم فضاسازی داستان عام باشد، اما در بخشهای مختلف، نشانههایی از فرهنگ و سبک زندگی فلسطینیها را نیز بیاورم.
وی درباره واقعگرایی رمان «دختر جنگ» توضیح داد: نمیتوان گفت داستان کاملاً رئال است، اما بهعنوان نویسنده تلاش کردم واقعیت زندگی مردم فلسطین و مشکلاتی را که با آن دستوپنجه نرم میکنند، به تصویر بکشم. از آنجا که مخاطب داستان کودکان هستند، این واقعیتها را تا حدی لطیفتر روایت کردم.
اعتمادی ادامه داد: اگر میخواستم تمام خشونتها و ظلمهایی را که بهویژه در دو سال و نیم گذشته رخ داده است، با همان شدت برای کودکان بازگو کنم، داستان بسیار خشن میشد و شاید بچهها توان خواندن آن را نداشتند. البته لطیفترکردن روایت به این معنا نیست که حوادث را حذف کردهام؛ این اتفاقها در داستان حضور دارند، اما تلاش کردهام حوادث بسیار تلخ را کمرنگتر و متناسب با ظرفیت مخاطب کودک روایت کنم.
این نویسنده درباره تفاوت «دختر جنگ» با آثار پیشین خود گفت: هر داستان و رمانی ویژگیهای خاص خودش را دارد. «دختر جنگ» سومین رمان من است. رمان نخست من، «گوشواره آلبالویی»، تا حدی تجربه شخصیام از دوران جنگ بود و میتوان گفت خودم تا حدودی «ریحانهسادات» بودم.
وی افزود: در رمان دومم، «ژنرال ماه»، حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد از زندگی و ویژگیهای شخصیت اصلی را در آدمهایی که اطرافم بودند دیده بودم و منابع لازم برای نوشتن در اختیارم بود، اما درباره «دختر جنگ» شرایط متفاوت بود. ماهها اخبار داخلی و خارجی را در فضای مجازی، تلویزیون و رسانهها دنبال میکردم و میان مردم حضور داشتم و نکات مهم را یادداشت میکردم.
اعتمادی با اشاره به برخی موضوعاتی که در جریان نگارش رمان دنبال کرده است، گفت: برای مثال، اگر بیمارستانی هدف حمله قرار میگرفت، رئیس آن بیمارستان ربوده میشد یا کادر درمانی یک مرکز درمانی به اسارت درمیآمدند، تلاش میکردم به این مسائل در داستان اهمیت بدهم. حدود شش ماه یا بیشتر، بهطور مستمر جنگ غزه را دنبال کردم؛ جنگی که بر مردم آن تحمیل شده و فضایی را ایجاد کرده است که مردم در آن نفس میکشند و زندگی میکنند.
وی ادامه داد: هرجا جلسهای درباره فلسطین برگزار میشد، تلاش میکردم در آن شرکت کنم و صحبتها را بشنوم. یکی از عواملی که انگیزه مضاعفی برای نوشتن این رمان به من داد، حضور در یکی از همین جلسات بود.
این نویسنده توضیح داد: زمانی که نگارش رمان را آغاز کردم، چند فصل نخست و طرح کلی داستان را نوشته بودم و ابتدا، پایان و نقاط اصلی داستان برایم مشخص بود، اما احساس میکردم به نیرویی نیاز دارم که مرا برای تکمیل اثر به جلو براند. در همان زمان، انتشارات جمکران از وحید یامینپور دعوت کرده بود تا درباره فلسطین صحبت کند. حضور در آن جلسه باعث شد انگیزه بیشتری پیدا کنم و تصمیم بگیرم رمان را زودتر به پایان برسانم.
اعتمادی درباره ویژگی متمایز شخصیت اصلی داستان گفت: شخصیت «دیما» برای من بسیار دوستداشتنی و مهم است. او دختری شبیه بسیاری از دختران ایرانی و کودکان دیگر است و دغدغههای کاملاً کودکانه دارد. در ابتدای داستان، زمانی که جنگ تازه آغاز شده و دیما میخواهد به مدرسه برود، دغدغه اصلیاش موهایش است و آرزو دارد موهایش به اندازه موهای دوستش بلند شود.
وی افزود: در میانه داستان، دیما همان دوستش را میبیند که موهایش را کوتاه کرده است. دیما حتی موهای خودش را زیر لباس، کلاه، روسری یا هر چیزی که در اختیار دارد پنهان میکند تا دوستش آنها را نبیند. او مانند همه کودکان آرزوهای ساده و کودکانه دارد، اما در میانه داستان میبینیم که چقدر بزرگ شده است.
اعتمادی ادامه داد: دیما برای تهیه دارو با کمک چند نفر دیگر اقدام میکند، برای گرفتن غذا و آب در صف میایستد و آنها را برای پیرزنها و پیرمردها تهیه میکند. هدف من این بود که نشان دهم دیما چگونه تغییر میکند. به نظر من، بزرگشدن یک کودک فلسطینی در میان خرابهها و در میانه جنگ، یکی از مهمترین نقاط قوت این رمان است.
وی درباره ضرورت آشنایی کودکان با مفاهیمی مانند رشد، پایداری و تابآوری گفت: در روانشناسی کودک، یکی از مراحل رشد این است که کودکان با واقعیتهای زندگی آشنا شوند. یکی از واقعیتهای زندگی مردم غزه، جنگ، بیماری و کمبود است. نمیتوان کودک را پس از وقوع یک حادثه ناگهان با آن مواجه کرد؛ بلکه باید از قبل آمادگی لازم را در او ایجاد کرد تا بتواند در برابر آن اتفاق تابآوری داشته باشد و به زندگی ادامه دهد؛ همانطور که دیما توانست.
این نویسنده افزود: دیما جنگ را لمس کرده بود. او در کودکی پدرش را از دست داده و تا حدی یتیم بزرگ شده بود. پس از آن، پدربزرگش را که حامی او بود از دست داد و مادرش نیز برای کار از خانه دور میشد. دیما پیش از این هم سختیهای مختلفی را تجربه کرده بود، اما فجایعی که در دو سال و نیم گذشته در غزه رخ داد، باعث شد جنگ و دشواریهای آن را به شکلی ملموستر درک کند.
اعتمادی درباره وضعیت ادبیات کودک و نوجوان ایران در زمینه فلسطین اظهار کرد: واقعیت این است که ادبیات کودک و نوجوان، چه در ایران و چه در خارج از کشور، آثار زیادی درباره فلسطین تولید نکرده است. اگر هم آثاری وجود داشته باشد، بیشتر مربوط به سالهای گذشته است و سوژههای آنها نیز قدیمی شدهاند.
وی ادامه داد: زمانی که میخواستم این رمان را بنویسم، بیشتر از اخبار و حتی کتابهای بزرگسال کمک گرفتم. صحبتهای وحید یامینپور و یک کتاب مصور درباره فلسطین نیز تا حدی برایم مفید بود، اما در حوزه ادبیات کودک و نوجوان، اثر چشمگیری پیدا نکردم که بتواند بر روند نگارش رمان تأثیر جدی بگذارد.
این نویسنده درباره مطالعه آثار نویسندگان فلسطینی یا غیرایرانی گفت: اثر کودکانهای که بتوانم بگویم تأثیر زیادی بر من گذاشته، مطالعه نکردهام و بیشترین کمک و تأثیر را از پیگیری اخبار گرفتم.
اعتمادی در پایان گفت: شاید ما نویسندگان هنوز بهطور کامل درک نکردهایم که کودکان نیز باید درباره فلسطین، جنگ و واقعیتهای جهان اطلاعات داشته باشند. برخی والدین تصور میکنند نباید اجازه دهند آب در دل کودکشان تکان بخورد، اما این نگاه اشتباه است. وقتی کودک با یک موضوع مواجه میشود، دیگر نمیتوان او را صرفاً با پنهانکردن حقیقت آرام کرد.
وی افزود: به نظر من، آشناکردن کودکان با واقعیتهای زندگی، وظیفه و رسالتی است که بر عهده من و نویسندگان دیگر قرار دارد. در حوزه ادبیات بزرگسال، کتابهای نسبتاً خوبی درباره فلسطین نوشته شده است، اما در ادبیات کودک و نوجوان این آثار بسیار کم و ناچیز هستند و هنوز به اندازهای نرسیدهاند که بتوانند بر نویسندهای که قصد نگارش رمان دارد، تأثیر جدی بگذارند.
برچسبها:
مطالب مرتبط
۲ شهریور ۱۴۰۵
۱ شهریور ۱۴۰۵
0