دسته:
مهناز فتاحی، نویسنده کتاب «به کلاس بالاتر خوش آمدید» با بازخوانی یکی از تلخترین جنایتهای جنگی رژیم بعث، میگوید هدف از بمباران مدرسه، صرفاً کشتن چند کودک نبود؛ دشمن میخواست با داغدار کردن خانوادهها و ایجاد رعب، اراده مردم را در هم بشکند.
فتاحی با اشاره به بمباران دبستان رشید یاسمی در ۲۴ مهر ۱۳۵۹ گفت: این مدرسه از نخستین مدارس ایران بود که هدف حمله مستقیم قرار گرفت، اما به دلیل شرایط آشفته ابتدای جنگ، ابعاد این فاجعه هرگز آنگونه که باید ثبت و روایت نشد.
او که خود در کودکی شاهد آن روز بوده است، میگوید همان روز پس از تعطیلی مدرسه، خبر رسید که مدرسهای دیگر هدف بمباران قرار گرفته و از همان زمان، این حادثه در ذهنش ماند تا سالها بعد تصمیم بگیرد آن را به صورت مستند روایت کند.
نویسنده «پناهگاه بیپناه من» توضیح داد انگیزه اصلیاش از نگارش این اثر، زنده نگه داشتن یاد ۱۶ دانشآموز شهید و دهها مجروح این حادثه بوده؛ فاجعهای که به اعتقاد او، سالها مورد بیتوجهی قرار گرفت و حتی اسناد و روایتهای آن نیز به درستی جمعآوری نشد.
فتاحی گفت: برای تکمیل این کتاب، نزدیک به هشت سال تحقیق و پژوهش انجام داده و در این مسیر با دشواریهای فراوانی روبهرو شده است؛ از پیدا کردن خانوادههای شهدا و مجروحان گرفته تا جستوجوی اسناد، پروندههای قدیمی و شاهدان حادثه.
او با اشاره به وضعیت خانوادههای شهدا گفت: بسیاری از والدین پس از گذشت دههها همچنان از فراموش شدن این حادثه گلایه داشتند و از اینکه هیچکس سراغ روایت رنج آنها نرفته بود، دلگیر بودند.
این نویسنده تأکید کرد که کتاب تنها به روایت شهادت کودکان محدود نیست و تلاش کرده روایت امدادگران، آتشنشانان، معلمان، مدیر مدرسه، خبرنگاران و حتی مردم عادی حاضر در محل حادثه را نیز ثبت کند تا تصویری کامل از آن روز شکل بگیرد.
فتاحی از پیدا کردن دستنوشته مدیر وقت مدرسه به عنوان یکی از تأثیرگذارترین لحظات تحقیقات خود یاد کرد؛ دستنوشتهای که در آن مدیر مدرسه از دانشآموزانی نوشته بود که تنها دقایقی قبل از بمباران در حیاط مدرسه مشغول بازی بودند و ناگهان زیر آوار جان باختند.
او همچنین به اسناد و تصاویر تاریخی اشاره کرد که از آرشیو عکاسان دوران دفاع مقدس و روزنامههای آن زمان به دست آمده و نشان میدهد بسیاری از خبرنگاران خارجی و هیئتهای بینالمللی، این حمله را در همان زمان مصداق آشکار جنایت جنگی توصیف کرده بودند.
نویسنده کتاب درباره تلخترین روایتهای این اثر گفت: برخی خانوادهها حتی فرصت خداحافظی با فرزندان خود را پیدا نکردند؛ در شرایط بحرانی جنگ، بسیاری از پیکرها با عجله دفن شدند و مادران روزها بعد تازه توانستند مزار فرزندانشان را پیدا کنند.
او از روایت دانشآموزی نیز یاد کرد که پس از بمباران، به اشتباه در میان شهدا قرار گرفته و به سردخانه منتقل شده بود؛ کودکی که تنها هنگام آمادهسازی پیکرها مشخص شد هنوز زنده است.
فتاحی با اشاره به دیدار دوباره همکلاسیهای آن مدرسه پس از چند دهه گفت بسیاری از آنان سالها یکدیگر را ندیده بودند و بازگویی خاطرات مشترک، ابعاد تازهای از آن فاجعه را آشکار کرد.
نویسنده «به کلاس بالاتر خوش آمدید» در پایان با تأکید بر اینکه این کتاب تنها یک روایت تاریخی نیست، خاطرنشان کرد: بمباران مدرسه، پناهگاه یا هر مکان غیرنظامی، مصداق روشن جنایت جنگی است. به باور او، دشمن با هدف قرار دادن کودکان، به دنبال پیروزی نظامی نبود؛ هدف، شکستن روحیه مردم، ایجاد وحشت و نشاندن زخمی ماندگار بر دل خانوادهها و جامعه بود.
برچسبها:
مطالب مرتبط
۱۱ شهریور ۱۴۰۵
۲ شهریور ۱۴۰۵
0