دسته:
همدار– اعلام برگزاری نخستین جشنواره «ریلیمو» با محوریت تولید سریالهای کوتاه عمودی، شاید در نگاه اول یک واکنش طبیعی به تغییرات فناوری و عادتهای جدید مخاطبان در مصرف محتوا باشد؛ اما مسئله اصلی، فراتر از یک قالب تصویری تازه است. پرسش مهمتر این است: آیا هر آنچه در فضای دیجیتال رواج پیدا میکند، الزاماً شایسته تبدیل شدن به جریان رسمی فرهنگی است؟
پر واضح است که سینما و هنر، صرفاً ابزار سرگرمی نیستند. هنر، حافظه فرهنگی یک جامعه است و هر سیاستگذاری در این حوزه، بر ذائقه، نگاه و آینده مخاطب اثر میگذارد. نگرانی اصلی درباره جشنوارههایی از این دست، نه استفاده از فناوریهای جدید، بلکه خطر تقلیل مفهوم روایت و هنر به تولید محتوایی است که صرفاً بر پایه سرعت مصرف، جذب مخاطب لحظهای و الگوریتمهای شبکههای اجتماعی شکل میگیرد.
سالهاست سینمای ایران برای ارتقای جایگاه روایت، فیلمنامه، میزانسن، بازیگری و زبان تصویری تلاش کرده است. حالا این پرسش مطرح میشود که آیا قرار است مسیر آینده تولیدات تصویری کشور، بدون هیچ پیوست فرهنگی و هنری، به سمت بازتولید همان الگوهایی برود که در بخشهایی از فضای مجازی، به جای خلاقیت، بر هیجانزدگی، سطحینگری و جذب سریع مخاطب استوار شدهاند؟
مسئله این نیست که روایت عمودی یا قالبهای جدید تصویری را انکار کنیم. جهان تغییر کرده و سینما و رسانه نیز باید خود را با تحولات تکنولوژیک هماهنگ کنند. اما تفاوت بزرگی میان نوآوری رسانهای و تسلیم شدن در برابر منطق مصرفی شبکههای اجتماعی وجود دارد.
وقتی برای یک قالب تازه، بدون تعریف دقیق نسبت آن با هنر، فرهنگ و ارزشهای محتوایی، جشنواره رسمی ایجاد میشود و جوایز قابل توجهی برای آن در نظر گرفته میشود، این سؤال جدی مطرح میشود که معیار ارزشگذاری چیست؟ کیفیت روایت؟ عمق محتوا؟ استانداردهای حرفهای؟ یا صرفاً توانایی تولید محتوایی که بیشتر دیده شود؟ از سوی دیگر اصلاً چرا باید چنین بودجه هنگفتی برای برگزاری چنین رویداد ضد هنری در نظر گرفته شود؟ اساساً هدف دست اندرکاران این جشنواره چه بوده است؟
نگرانی بزرگتر، مسئله اعتبار بخشیدن به هر نوع تولید تصویری است. فضای مجازی پیش از این نیز نشان داده که در کنار فرصتهای ارزشمند، میتواند بستر تولید و انتشار محتواهایی باشد که نهتنها فاقد ارزش فرهنگی هستند، بلکه گاهی مرزهای اخلاقی و اجتماعی را نیز نادیده میگیرند. تبدیل بیضابطه این فضا به مسیر رسمی تولید فرهنگی، نیازمند دقت و نظارت بسیار بیشتری است.
فرهنگ، میدان آزمون و خطاهای بیهزینه نیست. هر جشنوارهای که با عنوان کشف استعداد و حمایت از نسل جدید شکل میگیرد، باید پاسخ دهد که دقیقاً چه نوع استعدادی را پرورش میدهد و چه تصویری از آینده فرهنگ و هنر ارائه میکند.
امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند سیاستگذاری هوشمندانه در حوزه تولید محتوا هستیم؛ نه اینکه هر موجی در فضای مجازی، بدون ارزیابی دقیق، به عنوان یک جریان فرهنگی به رسمیت شناخته شود.
ورود نهادهای مسئول فرهنگی و نظارتی به چنین موضوعاتی، نه به معنای مخالفت با فناوری و تغییرات رسانهای، بلکه به معنای صیانت از جایگاه هنر و جلوگیری از بیمعیار شدن عرصه فرهنگ است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نهادهای سیاستگذار فرهنگی از جمله کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی باید نسبت به پیامدهای بلندمدت چنین روندهایی حساس باشند.
فرهنگ زمانی آسیب میبیند که مرز میان «مخاطبپسند بودن» و «ارزشمند بودن» از بین برود.
قرار نیست هر چیزی که در فضای مجازی دیده میشود، به عنوان آینده هنر معرفی شود. گاهی وظیفه مدیریت فرهنگی، نه دنبال کردن موجها، بلکه ایستادن در برابر موجهایی است که ممکن است سرمایه فرهنگی یک جامعه را با خود ببرند.
مسئله امروز فقط یک جشنواره نیست؛ مسئله، آینده نگاه ما به هنر و روایت است. و اینجاست که باید پرسید: آیا قرار است فرهنگ، الگوریتمها را مدیریت کند یا خود تبدیل به محصول الگوریتمها شود؟
مطالب مرتبط
۷ مرداد ۱۴۰۵
۷ مرداد ۱۴۰۵
0