دسته:
همدار– اتفاقی که در برنامه اخیر یکی از چهرههای شناختهشده فضای مجازی رخ داد، صرفاً یک تجمع شلوغ یا یک حاشیه خبری نیست؛ این اتفاق را باید به عنوان یک نشانه جدی از تغییرات عمیق فرهنگی و اجتماعی در ایران امروز دید؛ نشانهای از اینکه فضای مجازی با سرعتی شگفتانگیز در حال ساختن مرجعیتهای جدید است، در حالی که نظام فرهنگی کشور هنوز در بسیاری از موارد، با همان ابزارها و نگاههای گذشته به میدان میآید.
اینکه یک چهره فعال در شبکههای اجتماعی بتواند هزاران نفر را در یک مکان گرد هم آورد، فینفسه اتفاق عجیبی نیست. در تمام دنیا، شبکههای اجتماعی توانستهاند شکلهای تازهای از ارتباط میان تولیدکنندگان محتوا و مخاطبان ایجاد کنند. اما مسئله اصلی اینجاست: آیا ما برای این قدرت جدید، سازوکار، شناخت و سیاست مشخصی داریم؟
مشکل از جایی آغاز میشود که یک پدیده اجتماعی با میلیونها مخاطب شکل میگیرد، اما مدیریت فرهنگی کشور تازه زمانی متوجه آن میشود که با یک بحران، ازدحام، حاشیه یا آسیب اجتماعی مواجه شده است.
امروز دیگر نمیتوان فضای مجازی را یک سرگرمی ساده دانست. این فضا، بخشی از زیست فرهنگی جامعه است؛ فضایی که میتواند ذائقه بسازد، الگو تولید کند، مرجعیت ایجاد کند و حتی بر رفتار اجتماعی میلیونها نفر اثر بگذارد.
پرسش اساسی اینجاست: مسئولیت سیاستگذاری فرهنگی در برابر این تغییر بزرگ چیست؟
آیا قرار است همچنان شاهد رشد بیقاعده جریانهایی باشیم که بدون هیچ چارچوب مشخصی، میلیونها مخاطب جذب میکنند و بعد، زمانی که تبعات اجتماعی آن آشکار شد، همه از «غافلگیری» سخن بگویند؟
ماجرا فقط درباره یک برنامه یا یک چهره خاص نیست. مسئله، فقدان نگاه راهبردی به پدیدهای است که سالهاست در حال گسترش است. فضای مجازی امروز دیگر حاشیه فرهنگ نیست؛ متن فرهنگ است. اما بخشهایی از مدیریت فرهنگی کشور همچنان با آن مانند یک اتفاق فرعی و موقت برخورد میکنند.
نگرانی اصلی اینجاست که وقتی مرجعیت فرهنگی بدون هیچ نظام ارزیابی و شناختی شکل بگیرد، تنها سرگرمی تولید نمیشود؛ بلکه امکان شکلگیری الگوهای رفتاری، سبک زندگی و ارزشهایی وجود دارد که الزاماً با منافع فرهنگی جامعه همخوان نیست.
هیچ کشوری، حتی کشورهای پیشرفته، فضای مجازی را به حال خود رها نمیکنند. تفاوت در نوع مواجهه است؛ برخی با شناخت، قانونگذاری هوشمندانه و تولید آلترناتیو فرهنگی عمل میکنند و برخی دیگر فقط زمانی واکنش نشان میدهند که مسئله به بحران تبدیل شده است.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک بازنگری جدی در نحوه مواجهه با پدیده بلاگری و چهرههای اثرگذار فضای مجازی هستیم. نه با نگاه حذف و انکار، بلکه با شناخت، مدیریت و تعریف مسئولیت.
مسئولیت اجتماعی، پاسخگویی و رعایت چارچوبهای فرهنگی باید برای همه کسانی که به واسطه میلیونها مخاطب تبدیل به چهره عمومی شدهاند، یک اصل باشد.
بدترین اتفاق برای یک جامعه این است که فضای مجازی، جلوتر از سیاستگذاری فرهنگی حرکت کند و مدیران فقط به دنبال مدیریت پیامدها باشند.
امروز مسئله این نیست که یک بلاگر چقدر دنبالکننده دارد؛ مسئله این است که چرا ساختار فرهنگی کشور، پیش از رسیدن یک پدیده به نقطه بحران، آن را نمیبیند.
وقتی مدیران فرهنگی خواب میمانند، فضای مجازی بیدار میماند؛ و هر روز مرزهای تازهای را تجربه میکند.
برچسبها:
مطالب مرتبط
۷ مرداد ۱۴۰۵
۷ مرداد ۱۴۰۵
0