فریده دریامج، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون، از بیتوجهی نهادهای فرهنگی و هنری به وضعیت معیشتی هنرمندان انتقاد کرد و گفت در ماههایی که بخش قابل توجهی از جامعه هنری به دلیل توقف تولیدات بیکار شدهاند، نه حمایتی صورت گرفته و نه حتی کسی حالی از هنرمندان پرسیده است.
دریامج با اشاره به رکود تولیدات هنری در گفتگو با خبرنگار همدار اظهار داشت بسیاری از سرمایهگذاران و تهیهکنندگان در شرایط جنگی حاضر به آغاز پروژههای جدید نیستند و همین مسئله باعث شده شمار زیادی از هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون عملاً خانهنشین شوند.
او تأکید کرد در تمام این مدت، هیچ نهاد فرهنگی یا هنری برای پیگیری وضعیت هنرمندان اقدامی نکرده و حتی یک تماس یا احوالپرسی ساده هم از سوی مسئولان انجام نشده است. به گفته او، فشار این وضعیت برای هنرمندانی که سرپرست خانواده هستند، به مراتب سنگینتر است.
این بازیگر با اشاره به مشکلات مالی پروژههای تولیدی گفت برخی آثار، با وجود گذشت دو سال از پایان تولید، هنوز دستمزد عوامل خود را به طور کامل پرداخت نکردهاند. او سریال «سرخدار» را نمونهای از این وضعیت دانست و یادآور شد بسیاری از عوامل این مجموعه همچنان مطالبات خود را دریافت نکردهاند.
دریامج همچنین از وضعیت دشوار هنرمندان بیمار سخن گفت و تأکید کرد هزینههای درمان و دارو برای بسیاری از هنرمندان به بحرانی جدی تبدیل شده است؛ بحرانی که در نبود هرگونه حمایت، زندگی آنان را با مشکلات مضاعف روبهرو کرده است.
او معتقد است اگر امکان حمایت گسترده از همه هنرمندان وجود ندارد، دستکم باید هنرمندان سالمند، بیماران و افرادی که شرایط معیشتی دشوارتری دارند، در اولویت قرار گیرند. به گفته او، بسیاری از هنرمندان پیشکسوت دیگر امکان تغییر شغل یا ورود به حرفهای دیگر را ندارند و عملاً بدون درآمد ماندهاند.
سخنان فریده دریامج، صرفاً گلایه یک بازیگر از شرایط اقتصادی نیست؛ بلکه نشانه روندی است که سالهاست در حوزه فرهنگ تکرار میشود؛ روندی که در آن، هنرمند ابتدا از چرخه تولید حذف میشود و کمی بعد، از حافظه مدیران نیز.
مسئله فقط نبود حمایت مالی نیست؛ مسئله، قطع ارتباط نهادهای فرهنگی با سرمایههای انسانی خود است. هنرمندی که سالها برای سینما، تئاتر یا تلویزیون این کشور کار کرده، امروز انتظار معجزه ندارد؛ اما انتظار دارد بداند هنوز دیده میشود و برای متولیان فرهنگ، وجودش اهمیت دارد.
خطر واقعی، زمانی آغاز میشود که حذف هنرمند به یک رویه عادی تبدیل شود. وقتی حتی یک تماس، یک پیگیری یا یک احوالپرسی هم زیادی به نظر برسد، دیگر مسئله صرفاً معیشت نیست؛ این همان سیاستی است که هنرمند را آرامآرام نامرئی میکند؛ گویی تا زمانی ارزش دارد که مقابل دوربین باشد و پس از آن، سهمش فقط فراموشی است.
برچسبها:
مطالب مرتبط
۶ شهریور ۱۴۰۵
0