همدار– انتشار ضوابط جدید بیمه درمان تکمیلی صندوق اعتباری هنر، بیش از آنکه خبر خوشی برای اهالی فرهنگ و هنر باشد، یک پرسش قدیمی را دوباره زنده میکند: چرا هر سال باید بخشی از جامعه فرهنگ و هنر با نگرانی منتظر بماند تا بداند امسال قرار است چه چیزی از خدمات حمایتی او کم یا به آن اضافه شود؟
سال گذشته، در شرایط پس از جنگ 12 روزه، جمعی از اهالی سینما و فرهنگ نسبت به محدودیتهای بیمهای و ضرورت پوشش پدر و مادر اعضا، حتی در شرایطی که والدین تحت پوشش بیمه پایه عضو اصلی نبودند، اعتراض کردند و در نهایت امکان استفاده از این ظرفیت فراهم شد. حالا اما بار دیگر ضوابطی اعلام شده که ثبتنام والدین دارای بیمه پایه مستقل، بازنشسته یا مستمریبگیر را امکانپذیر نمیداند.
مسئله فقط یک بند از آییننامه بیمه نیست؛ مسئله نوع نگاه به هنرمندی است که سالها برای فرهنگ این کشور کار کرده و امروز در شرایطی قرار دارد که تأمین ابتداییترین نیازهای درمانی خانوادهاش نیز میتواند به یک دغدغه جدی تبدیل شود.
در شرایط اقتصادی امروز و پس از تجربه دو دوره جنگ، انتظار از صندوق اعتباری هنر نباید صرفاً «ثبتنام»، «حذف»، «ویرایش» و «مدیریت اطلاعات افراد تحت تکفل» باشد. صندوق اگر قرار است عنوان «حمایتی» داشته باشد، باید در بزنگاههای دشوار، بیش از همیشه کنار اعضای خود بایستد؛ نه اینکه هر سال با تغییر ضوابط و ابهام در شرایط پوشش، نگرانی تازهای به زندگی آنها اضافه کند.
هنرمندان و اهالی فرهنگ، کارمند یک دستگاه دولتی با حقوق ثابت و مزایای تضمینشده نیستند. بخش قابل توجهی از آنها با درآمدهای ناپایدار، هزینههای سنگین زندگی و افزایش سرسامآور مخارج درمان مواجهاند. در چنین شرایطی، بیمه درمان تکمیلی یک امتیاز تجملاتی نیست؛ برای بسیاری از اعضای این جامعه، یک ضرورت واقعی است.
از همین رو، انتظار میرود صندوق اعتباری هنر به جای آنکه هر سال تن و بدن اهالی فرهنگ و هنر را با ضوابط جدید بلرزاند، سیاست حمایتی خود را شفاف، پایدار و قابل پیشبینی کند.
اگر سال گذشته اعتراض اهالی سینما به یک مسئله مشخص به تغییر رویه منجر شد، چرا این تجربه نباید به یک قاعده پایدار تبدیل شود؟ چرا هنرمند باید هر سال نگران باشد که آیا امسال پدر و مادرش یا فرزندش همچنان امکان استفاده از پوشش درمانی را خواهند داشت یا نه؟
صندوق اعتباری هنر اساساً برای روزهای عادی تأسیس نشده است؛ فلسفه وجودی چنین نهادی باید در روزهای سخت معنا پیدا کند. امروز که اقتصاد خانوادهها زیر فشار است و هزینه درمان برای بسیاری از مردم به یک بحران تبدیل شده، انتظار از صندوق این نیست که صرفاً مجری مقررات بیمه باشد؛ انتظار این است که پشت اعضای خود بایستد.
جامعه فرهنگ و هنر بیش از هر چیز به یک پشتوانه مطمئن نیاز دارد؛ نه حمایتی که هر سال باید برای حفظ حداقلهایش دوباره مطالبه و پیگیری شود.
آقایان مسئول در صندوق اعتباری هنر! هنرمندان نباید هر سال با شروع ثبتنام بیمه درمان تکمیلی، نگران خانواده و آینده درمان خود باشند. وظیفه یک صندوق حمایتی، آرامکردن این نگرانیهاست، نه بازتولید آن ها.
برچسبها:
مطالب مرتبط
۹ شهریور ۱۴۰۵
0