دسته:
همدار– یادداشت محسن امیریوسفی، نایبرئیس خانه سینما، درباره «سینمای زیرزمینی» بیش از آنکه پاسخی به یک مسئله واقعی سینمای ایران باشد، نوعی صورتمسئلهگریزی است؛ زیرا به جای پاسخ به این پرسش که سینمای بدون مجوز و خارج از سازوکارهای رسمی چه مسئولیتی در قبال مخاطب، عوامل تولید، حقوق صاحبان آثار و قانون دارد، اصل نظارت را مسئله اصلی معرفی میکند.
سینمای ایران بدون تردید با بحرانهای جدی مواجه است؛ بحران معیشت، بیکاری، کاهش مخاطب، دشواری تولید و ناکارآمدی بخشی از سازوکارهای مدیریتی و نظارتی. اما هیچکدام از این بحرانها بهخودیخود نمیتواند به این نتیجه منتهی شود که هر فیلمی خارج از چارچوب رسمی ساخته شد، صرفاً به دلیل «مستقل» یا «زیرزمینی» بودن، واجد مشروعیت فرهنگی است.
مسئله دقیقاً همینجاست: نقد سانسور، مجوزهای زائد و سیاستگذاریهای ناکارآمد یک بحث است و نفی اصل نظارت بحثی دیگر.
اینکه بخشی از سینماگران به دلیل محدودیتهای موجود به تولید خارج از چارچوب رسمی روی آوردهاند، میتواند موضوع یک بحث جدی جامعهشناختی و فرهنگی باشد. اما تبدیل این واقعیت به یک فضیلت، نه به حل مسئله کمک میکند و نه راهی برای آینده سینما باز میکند.
از سوی دیگر، در این بیانیه میان «سینمای مستقل» و «سینمای زیرزمینی» نیز فاصله چندانی باقی نمیماند؛ در حالی که این دو الزاماً مترادف نیستند. سینمای مستقل میتواند خارج از مناسبات دولتی تولید شود، اما همچنان نسبت خود را با قانون، حقوق عوامل، مالکیت اثر، مخاطب و مسئولیت اجتماعی حفظ کند. زیرزمینی بودن اما تعریف دیگری دارد و نمیتوان صرفاً با الصاق واژه «مستقل» همه مرزهای آن را پاک کرد.
حتی اگر با حذف پروانه ساخت موافق باشیم، باز هم پرسشهای اساسی پابرجاست: چه کسی مسئول حقوق عوامل یک فیلم است؟ چه نهادی از حقوق مالکیت اثر دفاع میکند؟ اگر اثری بدون رعایت قوانین مربوط به اشخاص یا حقوق عمومی تولید شود، مسئولیت آن با کیست؟ و اساساً مرز میان آزادی خلاقه و بیمسئولیتی کجاست؟
از همه مهمتر، خانه سینما بهعنوان نهاد صنفی باید میان دفاع از آزادی حرفهای سینماگران و دفاع از بیضابطه شدن تولید سینمایی تفکیک قائل شود. مأموریت صنفی، طبیعتاً دفاع از اعضای صنف و تسهیل فعالیت حرفهای آنهاست؛ اما این دفاع نباید به نفی هرگونه قاعده و نظارت تعبیر شود.
مشکل سینمای ایران البته با «پروانه ساخت» آغاز نشده و با حذف آن نیز تمام نخواهد شد. اگر قرار است اصلاحی اتفاق بیفتد، باید از بازنگری هوشمندانه در نظام مجوزدهی، کوتاه کردن فرآیندها، شفاف کردن ضوابط، حذف سلیقهگرایی و ایجاد مسیر روشن برای سینمای مستقل آغاز شود؛ نه از ساختن دوگانهای کاذب میان «سینمای آزاد» و «سینمای تحت کنترل».
سینما برای زنده ماندن به آزادی نیاز دارد؛ اما آزادی بدون مسئولیت، الزاماً به سینمای بهتر منتهی نمیشود و شاید مهمترین پرسش از مدافعان سینمای زیرزمینی همین باشد: اگر سینمای زیرزمینی ذاتاً کنترلناپذیر است، چرا باید برای آن مشروعیت فرهنگی قائل شویم، اما مسئولیتهایش را نادیده بگیریم؟
سینمای ایران بیش از هر چیز به قانون خوب، نظارت شفاف، مدیران پاسخگو و فضای حرفهای امن نیاز دارد؛ نه به حذف همه مرزهایی که امکان پاسخگویی را نیز از میان میبرند.
برچسبها:
مطالب مرتبط
۲ شهریور ۱۴۰۵
۱۱ مرداد ۱۴۰۵
0