همدار– مراسم «نبض روایت» شامگاه شنبه ۱۷ مردادماه، همزمان با روز خبرنگار، در محوطه تالار وحدت برگزار شد؛ مراسمی که قرار بود فرصتی برای تجلیل از خبرنگاران باشد، اما در میان سخنان مدیران فرهنگی و رسانهای، بیش از هر چیز به یادآوری یک واقعیت انجامید: در روزگار بحران، خبرنگار فقط روایتگر حادثه نیست؛ بخشی از خود حادثه است.
در این مراسم، سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمدرضا نوروزپور، معاون امور رسانه و تبلیغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مهدی شفیعی، معاون امور هنری وزیر فرهنگ، رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی، اتابک نادری، مدیرکل هنرهای نمایشی و جمعی دیگر از مدیران فرهنگی حضور داشتند. اما محور اصلی مراسم، خبرنگارانی بودند که طی یک سال پرحادثه، همچنان در میدان رسانه باقی ماندند.
صالحی در سخنان خود، از خبرنگارانی گفت که در شرایط بحران «کم نگذاشتند» و برای آنچه عنوان «ملی» دارد، از توان خود مایه گذاشتند. او خطاب به اصحاب رسانه گفت: «دست تکتک شما عزیزان را برای همراهی ملیتان در گذر از بحران میبوسم.»
این جمله، شاید مهمترین بخش سخنان وزیر فرهنگ در این مراسم بود؛ نه صرفاً به دلیل تعارفات معمول مناسبتها، بلکه به این دلیل که در آن میتوان نوعی به رسمیت شناختن جایگاه خبرنگار در لحظه بحران را دید؛ لحظهای که رسانه از یک نهاد انتقالدهنده خبر فراتر میرود و به یکی از عناصر شکلدهنده به ادراک عمومی از واقعیت تبدیل میشود.
در «نبض روایت» از خبرنگارانی تجلیل شد که در جنگ روایتها، روایت ایران را ثبت کردند؛ از شهدای رسانه و مدیرانی که سابقه فعالیت رسانهای و تبلیغاتی در سالهای جنگ داشتند یاد شد و خانوادههای شماری از شهدای این عرصه مورد تقدیر قرار گرفتند؛ از جمله خانواده شهید کمال خرازی، علیمحمد نائینی، محمدحسین حسینعلی، علیرضا شیرعلی و شهید سلیمی.
اما اهمیت این بخش از مراسم فقط در ادای احترام به نامهایی که دیگر در میان ما نیستند خلاصه نمیشود. مسئله مهمتر، نسبت جامعه رسانهای امروز با مفهوم «رسالت» است؛ مفهومی که در روز خبرنگار بسیار درباره آن سخن گفته میشود، اما در عمل، معنای آن برای هر نسل از خبرنگاران باید دوباره تعریف شود.
محمدرضا نوروزپور، معاون رسانهای و تبلیغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این مراسم از نقش خبرنگاران ایرانی در جلوگیری از آنچه «انسانزدایی» در جنگ تحمیلی سوم خواند، سخن گفت. از نگاه او، قدرتهای متجاوز تلاش میکنند قربانیان جنگ را از جایگاه انسانی خود خارج کنند تا کشتار آنان برای افکار عمومی قابل توجیه شود و خبرنگاران ایرانی در سال گذشته اجازه ندادند مردم ایران صرفاً در قالب «تلفات» یا «خسارت جانبی» در روایتهای جهانی ظاهر شوند.
این نگاه، یک نکته مهم را به میان میآورد: جنگ روایتها فقط بر سر اینکه «چه اتفاقی افتاد» نیست؛ بر سر این است که «چه کسی انسان باقی میماند» و چه کسی در زبان رسانه به یک عدد، آمار یا تصویر بیهویت تبدیل میشود.
خبرنگار، در چنین شرایطی، فقط خبر را منتقل نمیکند؛ او برای انسانها هویت، نام، چهره و روایت میسازد. دوربین، قلم و میکروفن اگر درست به کار گرفته شوند، میتوانند اجازه ندهند انسانها در میان آمارها گم شوند.
نوروزپور همچنین از علیرضا شیروی یاد کرد؛ خبرنگاری که به گفته او تا آخرین لحظه زندگی برای انتقال تصویر ایران به جهان تلاش کرد و در مسیر انتقال روایت حادثه میناب به خبرنگاران خارجی جان خود را از دست داد. یادکرد از چنین افرادی در روز خبرنگار، بیش از آنکه یک ادای احترام رسمی باشد، یادآوری هزینهای است که گاهی برای انجام سادهترین تعریف این حرفه، یعنی روایت دقیق واقعیت، پرداخت میشود.
با این حال، «نبض روایت» فقط صحنه تقدیر نبود. در بخشی از این مراسم، خبرنگاران و اصحاب رسانه نیز از مشکلات و دغدغههای خود گفتند؛ دغدغههایی که سالهاست از امنیت شغلی و معیشت گرفته تا شرایط کار، آموزش، آینده رسانه و رابطه رسانه با ساختارهای تصمیمگیرنده را دربرمیگیرد.
شاید همین بخش، از خود مراسم مهمتر باشد. روز خبرنگار اگر قرار است فقط به اهدای لوح، گرفتن عکس یادگاری و چند جمله درباره اهمیت رسانه محدود شود، چیزی جز یک مناسبت تقویمی نخواهد بود. اما اگر فرصتی باشد برای شنیدن صدای خبرنگار، پرسیدن از وضعیت او و مواجهه صادقانه با مشکلات حرفهای که قرار است بار روایت جامعه را بر دوش بکشد، آنگاه میتوان از یک روز واقعی برای خبرنگار سخن گفت.
«نبض روایت» در محوطه تالار وحدت برگزار شد؛ جایی که هنر و فرهنگ معمولاً در آن به نمایش درمیآیند. اینبار اما صحنه به خبرنگارانی اختصاص داشت که وظیفهشان نمایش دادن واقعیت است؛ واقعیتی که گاهی تلخ، گاهی پرهزینه و گاهی برخلاف میل صاحبان قدرت است.
و شاید درست در همین نقطه، معنای خبرنگاری روشنتر شود. خبرنگار قرار نیست فقط در روزهای آرام روایتگر باشد. ارزش واقعی رسانه در روزهایی آشکار میشود که روایت کردن دشوار است؛ زمانی که دسترسی محدود میشود، اطلاعات ناقص است، فشارها افزایش پیدا میکند و میان آنچه باید گفته شود و آنچه امکان گفتنش وجود دارد، فاصلهای شکل میگیرد.
در چنین شرایطی، «رسالت» دیگر یک واژه زیبا برای سخنرانیهای روز خبرنگار نیست؛ به انتخابی روزانه تبدیل میشود.
انتخاب میان خبر آسان و خبر دقیق، میان پرسش بیخطر و پرسش ضروری، میان تکرار آنچه گفته شده و کشف آنچه ناگفته مانده است. از این منظر، «نبض روایت» را میتوان نه فقط مراسمی برای تقدیر از خبرنگاران، بلکه یادآوری این حقیقت دانست که جامعهای که روایت خودش را جدی نگیرد، دیر یا زود روایتش را دیگران خواهند نوشت.
و در این میان، خبرنگار همان کسی است که باید میان واقعیت و روایت، فاصله را تا حد ممکن کم کند؛ نه با هیاهو، نه با مجیزگویی و نه با حذف بخشهایی از حقیقت، بلکه با همان ابزار ساده و دشواری که سالهاست در اختیار دارد: قلم، دوربین، پرسش و تعهد.
روز خبرنگار، در نهایت، روز تقدیر از یک شغل نیست؛ روز یادآوری مسئولیتی است که اگر جدی گرفته شود، میتواند حافظ حافظه جمعی یک ملت باشد.
«نبض روایت» تمام شد؛ اما نبض روایتگری همچنان باید بزند و به امید روزی که یکایک رسانه های کشور و یکایک خبرنگاران پرسش گری و مطالبه گری از مدیران را سرلوحه کارخویش کنند.
منتشر شده توسط
تاریخ انتشار:
۱۸ مرداد ۱۴۰۵
مطالب مرتبط
۱۸ مرداد ۱۴۰۵
0