دسته:
همدار– هنوز «آرش» به صحنه نرفته، اما حاشیههایش از بسیاری از اجراهای روی صحنه جلو زده است؛ از قیمت نزدیک به پنج میلیون تومان برای برخی بلیتها تا توقف فروش، موج انتقادها و در نهایت کنار گذاشتن نوید محمدزاده از ترکیب بازیگران. اتفاقاتی که اگرچه هر کدام توضیح رسمی خود را دارند، اما کنار هم گذاشتن آنها یک پرسش جدی را پیش روی متولیان تئاتر قرار میدهد: آیا با یک پروژه هنری مواجهیم یا با پروژهای که حاشیه، پیش از اثر، به بخشی از سازوکار دیدهشدن آن تبدیل شده است؟
ماجرا از قیمت بلیت آغاز شد؛ بلیتهایی که در «آرش» تا چهار میلیون و ۹۸۰ هزار تومان قیمتگذاری شده بود. گروه سازنده در واکنش اعلام کرد این قیمت مربوط به تعداد محدودی از صندلیهای ممتاز است و بخش عمده ظرفیت سالن در ردههای قیمتی پایینتر قرار دارد. با این حال، همین قیمتگذاری کافی بود تا نام «آرش» پیش از افتتاح رسمی، به یکی از بحثهای داغ تئاتر تبدیل شود.
بعد، داستان به توقف فروش بلیت رسید و سپس به کنار گذاشتن نوید محمدزاده. روابط عمومی نمایش اعلام کرد این تصمیم با توجه به «حواشی متعدد»، «مشکلات شخصی» و «عدم رغبت تماشاگران» گرفته شده است. اما این توضیح نهتنها پرونده را نبست، بلکه پرسشهای تازهای ایجاد کرد؛ چرا که دقیقاً روشن نشد منظور از این «حواشی» چیست و «عدم رغبت تماشاگران» چگونه و بر اساس چه دادهای به عنوان مبنای حذف یکی از بازیگران اصلی پروژه قرار گرفته است؟
از سوی دیگر، محمدزاده روایت متفاوتی ارائه کرد و قیمت بلیت پنجمیلیونی و استفاده از نام و تصویر بازیگران برای فروش بلیت را مورد اعتراض قرار داد. او حتی صراحتاً مدعی شد که «گوشت قربانی» فروش بلیت شده است. این البته روایت شخصی اوست و برای داوری نهایی درباره اختلافات میان او و گروه، باید اسناد و قراردادهای طرفین بررسی شود؛ اما همین تضاد روایتها، ضرورت شفافسازی را بیشتر میکند.
مسئله اصلی اما نوید محمدزاده نیست. مسئله، سازوکاری است که در آن یک پروژه تئاتری، پیش از آنکه کیفیت هنریاش سنجیده شود، با قیمت بلیت، نام ستارهها، توقف فروش و حذف بازیگر خبرساز میشود.
اگر این حجم از حاشیه صرفاً محصول اتفاقات پیشبینینشده است، گروه سازنده باید بتواند با شفافیت توضیح دهد چه رخ داده است. اگر هم بخشی از این حواشی محصول یک استراتژی تبلیغاتی بوده باشد، سؤال جدیتر میشود: آیا تئاتر ایران واقعاً باید برای فروش بلیت به چنین الگوهایی متوسل شود؟
این بازیها دیگر تازه نیستند. استفاده از «حاشیه» برای دیدهشدن یک اثر، اگر هم زمانی جواب داده باشد، امروز به یک شگرد کاملاً شناختهشده تبدیل شده است. تئاتر قرار نیست با تولید جنجال جای خالی تبلیغات حرفهای، اعتماد مخاطب و ارزش واقعی اثر را پر کند.
از همینجا ضرورت ورود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ادارهکل هنرهای نمایشی مطرح میشود؛ نه برای دخالت در محتوای هنری اثر و نه برای تعیین اینکه چه کسی بازی کند یا نکند، بلکه برای بررسی اینکه آیا فرآیند عرضه، قیمتگذاری، تبلیغات و اطلاعرسانی چنین پروژههایی با قواعد حرفهای و حقوق مخاطب همخوانی دارد یا خیر.
تئاتر حرفهای، حتی اگر خصوصی و تجاری باشد، نمیتواند خود را از مسئولیت حرفهای و شفافیت بینیاز بداند. وقتی نام هنرمندان به ابزار فروش تبدیل میشود، وقتی قیمت بلیت به یکی از محورهای اصلی تبلیغات بدل میشود و وقتی حذف یک بازیگر با استدلالهایی مبهم به موج تازهای از خبرسازی منجر میشود، دیگر نمیتوان همهچیز را صرفاً یک «اختلاف داخلی گروه» دانست.
«آرش» هنوز اجرا نشده است؛ اما همین حالا یک درس مهم برای مدیریت تئاتر ایران دارد: حاشیه نباید جای اثر را بگیرد.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اگر قرار است نقش ناظر و سیاستگذار خود را جدی بگیرد، بهتر است پیش از افتتاح چنین پروژههایی، درباره سازوکار فروش، تبلیغات و حقوق مخاطب پاسخ روشن بخواهد. نه برای متوقف کردن یک نمایش، بلکه برای آنکه تئاتر بیش از این به عرصه آزمون شگردهای فرسوده تبلیغاتی تبدیل نشود.
اگر «آرش» اثر مهمی است، باید اجازه داد خود اثر حرف بزند؛ نه حاشیههایی که پیش از آن ساخته شده یا شکل گرفتهاند.
و اگر قرار است تئاتر ایران حرفهایتر شود، این نقطه دقیقاً همان جایی است که باید میان تبلیغات حرفهای و حاشیهسازی مرز کشید.
مطالب مرتبط
۹ شهریور ۱۴۰۵
0