• پیش‌خوان
  • فعالان مؤثر و نخبگان
    • اهالی هنرهای نمایشی
      • اهالی تئاتر
      • اهالی سینما
      • اهالی نمایش خانگی
    • اهالی صدا و سیما
      • برنامه سازان
      • مجریان
      • مدیران صدا و سیما
    • اهالی هنرهای تجسمی
      • اهالی خوشنویسی و تذهیب
      • اهالی صنایع دستی و سازه
      • اهالی گرافیک و تصویرسازی
      • نقاشان
    • اهالی قرآن و تبلیغ اسلامی
      • اهالی قرآن
      • اهالی هیأت و آیین‌های دینی
    • مسئولان فرهنگ و هنر
    • اهالی علم و اندیشه
    • اهالی کتاب
      • نویسندگان
      • اهالی نشر
      • اهالی ترویج کتاب
    • اهالی موسیقی
      • خوانندگان
      • ترانه سرایان
      • تنظیم کنندگان و آهنگسازان
    • اهالی شعر و ادب
    • اهالی رسانه و خبر
  • زیست‌بوم‌ها
    • زیست‌بوم هنرهای نمایشی
    • زیست‌بوم قرآنی و تبلیغ اسلامی
    • زیست‌بوم موسیقی
    • زیست‌بوم هنرهای تجسمی
    • زیست‌بوم کتاب و نشر
    • زیست‌بوم صدا و سیما
    • زیست‌بوم شعر و ادب
    • زیست‌بوم متولیان فرهنگ و هنر
    • زیست‌بوم علم و اندیشه
    • زیست‌بوم خبر و رسانه
  • یادداشت‌ها
  • درباره همدار
    • داستان همدار
  • تماس با ما
    • اعلام همکاری با همدار

برای جستجو تایپ کرده و Enter را بزنید

  • پیش‌خوان
  • فعالان مؤثر و نخبگان
    • اهالی هنرهای نمایشی
      • اهالی تئاتر
      • اهالی سینما
      • اهالی نمایش خانگی
    • اهالی صدا و سیما
      • برنامه سازان
      • مجریان
      • مدیران صدا و سیما
    • اهالی هنرهای تجسمی
      • اهالی خوشنویسی و تذهیب
      • اهالی صنایع دستی و سازه
      • اهالی گرافیک و تصویرسازی
      • نقاشان
    • اهالی قرآن و تبلیغ اسلامی
      • اهالی قرآن
      • اهالی هیأت و آیین‌های دینی
    • مسئولان فرهنگ و هنر
    • اهالی علم و اندیشه
    • اهالی کتاب
      • نویسندگان
      • اهالی نشر
      • اهالی ترویج کتاب
    • اهالی موسیقی
      • خوانندگان
      • ترانه سرایان
      • تنظیم کنندگان و آهنگسازان
    • اهالی شعر و ادب
    • اهالی رسانه و خبر
  • زیست‌بوم‌ها
    • زیست‌بوم هنرهای نمایشی
    • زیست‌بوم قرآنی و تبلیغ اسلامی
    • زیست‌بوم موسیقی
    • زیست‌بوم هنرهای تجسمی
    • زیست‌بوم کتاب و نشر
    • زیست‌بوم صدا و سیما
    • زیست‌بوم شعر و ادب
    • زیست‌بوم متولیان فرهنگ و هنر
    • زیست‌بوم علم و اندیشه
    • زیست‌بوم خبر و رسانه
  • یادداشت‌ها
  • درباره همدار
    • داستان همدار
  • تماس با ما
    • اعلام همکاری با همدار

برای جستجو تایپ کرده و Enter را بزنید

  

وقت خاموش کردن ماشین جشنواره‌سازی است/ دروضعیت تورمی فعلی آیا دستگاه فرهنگی کشور می‌تواند همچنان با منطق «بریز بپاش» اداره شود؟

۳ شهریور ۱۴۰۵

0

تحریریه

دسته:

زیست‌بوم‌های فرهنگ و هنر, مسئولان فرهنگ و هنر, یادداشت

همدار– در روزگاری که اقتصاد ایران زیر فشار فزاینده جنگ و تحریم، تورم سنگین و فرسایش قدرت خرید قرار گرفته، اصرار بر ادامه روال عادی هزینه‌کرد فرهنگی دیگر نه نشانه ثبات است و نه حتی مدیریت؛ می‌تواند نشانه‌ای از نادیدن واقعیت باشد.

امروز مسئله این نیست که فرهنگ و هنر باید از بودجه محروم شوند. دقیقاً برعکس. مسئله این است که در شرایط اضطرار، هر ریالی که به نام فرهنگ هزینه می‌شود باید بیش از هر زمان دیگری قابل دفاع، ضروری و دارای اثر مشخص باشد.

در چنین وضعیتی، ادامه دادن جشنواره‌هایی که سال‌ها برگزار شده‌اند اما هنوز کسی نمی‌تواند با صراحت نشان دهد حاصل ملموسشان برای جامعه، اقتصاد فرهنگ، بازار هنر یا اعتبار بین‌المللی کشور چه بوده، دیگر یک عادت اداری نیست؛ یک مسئله مدیریتی است.

ایران در سال ۲۰۲۶ با چشم‌اندازی بسیار دشوار روبه‌روست؛ صندوق بین‌المللی پول تورم سالانه را نزدیک به ۶۹ درصد و رشد اقتصادی را منفی پیش‌بینی کرده است. هم‌زمان، گزارش‌های اخیر از فشار شدید تورم، کاهش قدرت خرید و دشوارتر شدن تأمین نیازهای روزمره برای بخش بزرگی از جامعه حکایت دارند و طبیعتاً در چنین شرایطی، مدیر فرهنگی دیگر حق ندارد با همان منطق سال‌های عادی تصمیم بگیرد.

فرهنگ در وضعیت بحران، قبل از هر چیز به اولویت‌بندی نیاز دارد؛ این یعنی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونان، رؤسای سازمان‌ها و مدیران نهادهای فرهنگی باید شجاعت یک تصمیم بزرگ را داشته باشند: بازنگری جدی در فهرست جشنواره‌ها، همایش‌ها، جوایز و رویدادهایی که سال‌هاست از بودجه عمومی تغذیه می‌شوند.

بدیهی است که نه هر جشنواره‌ای مقدس است؛ نه هر رویدادی صرفاً به دلیل سابقه برگزاری، حق دائمی برای دریافت بودجه دارد، نه هر مراسم افتتاحیه و اختتامیه‌ای را می‌توان به نام فرهنگ توجیه کرد.

امروز وظیفه اهالی رسانه نیز بسیار خطیر و مهم است؛ باید از هر مدیر پرسید: این رویداد در پنج یا ده سال گذشته چه کرده است؟ چند هنرمند را وارد مسیر حرفه‌ای کرده؟ چند اثر ماندگار تولید کرده؟ چه میزان مخاطب واقعی ساخته؟ چه بازار تازه‌ای ایجاد کرده؟ چه مسئله‌ای از مسائل فرهنگ و هنر کشور را حل کرده؟ چه دستاوردی فراتر از چند روز خبرسازی، چند عکس یادگاری، چند تقدیرنامه و یک گزارش عملکرد داشته است؟ اگر پاسخ روشن نیست، چرا بودجه باید روشن و قطعی باشد؟

مشکل اصلی اینجاست که در ساختار فرهنگی ما، بودجه بسیاری از رویدادها از خود رویداد مهم‌تر شده است. گویی اصل برگزاری است و دستاورد، مسئله‌ای فرعی که اگر پیدا شد، به عنوان مزیت تبلیغاتی اعلام می‌شود.

ابتدا باید ثابت شود یک جشنواره لازم است؛ سپس بودجه بگیرد. نه اینکه ابتدا ردیف، اعتبار و سازوکار اداری وجود داشته باشد و هر سال برای توجیه تداوم آن، برنامه‌ای تازه طراحی شود.

امروز از جشنواره‌های مختلف سینمایی گرفته تا رویدادهای فرهنگی و هنری مشابه، باید همه چیز زیر ذره‌بین برود؛ از جشنواره‌هایی مانند فیلم کودک و نوجوان گرفته تا جشنواره‌های موضوعی در حوزه میراث فرهنگی و ده‌ها عنوان دیگری که شاید برخی از آنها ارزشمند باشند، اما ارزشمند بودن یک عنوان به معنای مصونیت از ارزیابی نیست.

ممکن است یک جشنواره فیلم کودک ضرورت داشته باشد؛ اما باید با یک سؤال بی‌رحمانه روبه‌رو شود: آیا شکل فعلی آن، با این میزان هزینه و ساختار، هنوز بهترین راه برای حمایت از سینمای کودک است؟

شاید پاسخ این باشد که بخشی از بودجه آن باید مستقیماً به تولید، توسعه فیلمنامه، آموزش فیلمسازان جوان، اکران در مناطق محروم یا حمایت از مخاطب کودک اختصاص یابد.

شاید جشنواره‌ای در حوزه میراث فرهنگی لازم باشد؛ اما آیا واقعاً جشنواره پرهزینه بهترین ابزار معرفی میراث ایران است، یا تولید آثار مستند، انیمیشن، محتوای بین‌المللی و پروژه‌های دیجیتال ماندگار می‌تواند اثربخش‌تر باشد؟

این پرسش‌ها مخالفت با فرهنگ نیست. این دقیقاً دفاع از فرهنگ در برابر اتلاف بودجه به نام فرهنگ است.

امروز فعالان فرهنگی و هنری با تنگنای جدی معیشتی مواجه‌اند. بخش بزرگی از نیروهای تولید، عوامل فنی، نویسندگان، پژوهشگران، هنرمندان تئاتر و سینما و فعالان مستقل، نه حقوق ثابت دارند و نه پشتوانه‌ای برای عبور از دوره‌های رکود و تعطیلی. در چنین شرایطی، چگونه می‌توان پذیرفت که پول عمومی صرف ساختن رویدادهایی شود که نهایتاً پس از چند روز، از آنها فقط پوستر، بنر، عکس افتتاحیه و فهرست برگزیدگان باقی می‌ماند؟

وقتی تولیدکننده فرهنگی برای تأمین هزینه زندگی خود گرفتار است، اولویت دادن به فرش قرمز، تشریفات، دکور، اقامت، افتتاحیه و اختتامیه، نامش حمایت از فرهنگ نیست نامش اشتباه گرفتن «ویترین» با «زیربنا»ست.

ترامپ و دولت آمریکا نیز در روزهای اخیر فشار اقتصادی بر ایران را وارد مرحله تازه‌ای کرده‌اند؛ دور جدید تحریم‌ها و تهدید به گسترش فشارهای ثانویه، نشانه روشنی است که کشور باید برای شرایط اقتصادی سخت‌تری آماده باشد. گزارش‌های اخیر نیز از تشدید فشار اقتصادی بر ایران و تلاش واشنگتن برای محدود کردن منابع درآمدی و مبادلات تجاری کشور حکایت دارند.

در چنین وضعیتی، آیا دستگاه فرهنگی کشور می‌تواند همچنان با منطق «بریزش بپاش» اداره شود؟

واقعاً زمان آن نرسیده که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی یک بار فهرست کامل جشنواره‌ها و رویدادهای وابسته به بودجه عمومی را روی میز بگذارد و بگوید: از فردا، هیچ جشنواره‌ای فقط به دلیل اینکه همیشه برگزار شده، برگزار نخواهد شد؟

هر رویداد باید از یک فیلتر عبور کند: ضرورت دارد؟ اثر دارد؟ مخاطب دارد؟ دستاورد قابل سنجش دارد؟ و آیا راه ارزان‌تر و مؤثرتری برای تحقق هدفش وجود ندارد؟ اگر پاسخ منفی است، باید متوقف شود. تعطیلی یک جشنواره شکست فرهنگی نیست. گاهی ادامه دادن یک جشنواره شکست فرهنگی است!

مدیریت فرهنگی شجاع، مدیری نیست که تعداد رویدادهای برگزارشده در دوره خود را افزایش دهد. مدیری است که بتواند بگوید: این برنامه لازم نیست؛ این یکی تکراری است؛ این یکی خروجی ندارد؛ این یکی باید کوچک شود؛ این یکی باید با رویدادی دیگر ادغام شود؛ و بودجه این‌ها باید به جای دیگری منتقل شود.

امروز شاید ده‌ها جشنواره در تقویم فرهنگی کشور وجود داشته باشد، اما پرسش اصلی این نیست که چند جشنواره برگزار می‌کنیم.

پرسش این است: اگر فردا نیمی از آنها برگزار نشوند، چه چیزی را از دست می‌دهیم؟ و اگر پاسخ این باشد که جز چند مراسم، چند لوح تقدیر و چند گزارش آماری چیزی از دست نمی‌رود، پس باید شجاعت توقف را داشت.

بودجه فرهنگ در شرایط کنونی باید از مصرف تشریفاتی به سمت تولید ماندگار، حمایت مستقیم از هنرمند، حفظ نیروی انسانی، آموزش، پژوهش، توسعه بازار، تولید اثر و زیرساخت حرکت کند.

کشوری که با جنگ اقتصادی، تورم و فشار معیشتی مواجه است، نمی‌تواند از هنرمند انتظار تاب‌آوری داشته باشد اما بودجه فرهنگ را همچنان صرف جشن‌هایی کند که هیچ نسبتی با زندگی واقعی فعالان فرهنگی ندارند. این، زمان حذف فرهنگ نیست. این، زمان حذف هزینه‌های زائد از فرهنگ است.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیران دستگاه‌های فرهنگی اگر واقعاً معتقدند فرهنگ در شرایط بحرانی یکی از عناصر مهم حفظ سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری ملی است، باید پیش از هر چیز دست به جراحی بزنند. جراحی همیشه درد دارد. توقف جشنواره‌ای که سال‌ها برگزار شده، اعتراض ایجاد می‌کند. ادغام رویدادها حاشیه می‌سازد. حذف بودجه‌های تشریفاتی دوستانی را ناراضی می‌کند و پایان دادن به عادت‌های پرخرج، برای بسیاری خوشایند نیست.

اما مدیریت، هنر راضی نگه داشتن همه نیست. مدیریت یعنی انتخاب میان ضروری و غیرضروری. امروز بودجه فرهنگ نباید در تقویم جشنواره‌ها دفن شود. باید دید در پایان این همه هزینه، چه چیزی برای فرهنگ ایران باقی می‌ماند. اگر پاسخ، فقط یک دوره دیگر از یک جشنواره دیگر است، شاید وقت آن رسیده باشد که ماشین جشنواره‌سازی را متوقف کنیم. قبل از آنکه ماشین تورم، بودجه فرهنگ را کامل‌تر ببلعد.

برچسب‌ها:

تورم جشنواره های زائد فرهنگی و هنری فقر هنرمندان معیشت هنرمندان
وقت خاموش کردن ماشین جشنواره‌سازی است/ دروضعیت تورمی فعلی آیا دستگاه فرهنگی کشور می‌تواند همچنان با منطق «بریز بپاش» اداره شود؟

مطالب مرتبط

بودجه تولید سیما نزدیک به صفر است/ تورم سریع‌تر از منابع ما گسترش و رشد پیدا می‌کند

۹ شهریور ۱۴۰۵

وقت خاموش کردن ماشین جشنواره‌سازی است/ دروضعیت تورمی فعلی آیا دستگاه فرهنگی کشور می‌تواند همچنان با منطق «بریز بپاش» اداره شود؟

۳ شهریور ۱۴۰۵

   دیدگاه مخاطبان

دیدگاهشما لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همدار ، رسانه فرهنگ و هنر

رسانه فرهنگ و هنر 🗞️ از دل زیست‌بوم فرهنگ و هنر #ایران 🇮🇷 «همدار یعنی؛ جمعی که اشتراکاتی دارند»
درباره ما
تماس با ما

برای مخاطبان

  • مشارکت در رسانه همدار
  • اعلام رسمی هواداری
  • درخواست بازبینی خبر
  • معرفی فعال مؤثر و نخبه فرهنگی
  • حمایت از رسانه همدار

دسترسی کاربردی

  • تحریریه اختصاصی
  • نقل محافل
  • زیست‌بوم‌ها
  • پرونده‌ها

زیست‌بوم‌های فرهنگ و هنر

  • اهالی موسیقی
  • اهالی صدا و سیما
  • اهالی قرآن
  • اهالی سینما و تئاتر
  • اهالی هنرهای تجسمی

عضویت در خبرنامه

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به همدار میباشد.