همدار– پنج میلیون تومان برای یک بلیت تئاتر؛ عددی که شاید بیش از آنکه یک «قیمت» باشد، یک اعلام موضع است: این اجرا برای همه نیست.
اینجاست که باید پرسید مخاطب عمومی دقیقاً کجای تئاتر ایستاده است؟ کارگر، کارمند، دانشجو، معلم و خانوادهای که برای تأمین هزینههای ابتدایی زندگی دستوپنجه نرم میکنند، آیا هنوز حق دارند خود را مخاطب هنرهای نمایشی بدانند یا باید از پشت ویترین، ورود گروهی خاص به سالنهای تئاتر را تماشا کنند؟
مسئله البته دستمزد هنرمند یا حق حیات اقتصادی تئاتر نیست. اتفاقاً هنر باید بتواند درآمدزایی کند و هنرمند باید از کار خود زندگی آبرومندانه داشته باشد. اما فاصله میان «اقتصاد هنر» و «کاسبکاری به نام هنر» دقیقاً از جایی آغاز میشود که مخاطب به مشتریِ یک کالای لوکس تبدیل میشود و قیمت بلیت، پیش از شروع نمایش، طبقه اجتماعی تماشاگر را تعیین میکند.
تئاتر، از اساس، هنر مواجهه است؛ مواجهه انسان با انسان، جامعه با خودش و یک ملت با پرسشهای زمانهاش. اما وقتی قیمت ورود به این مواجهه از توان بخش بزرگی از جامعه خارج میشود، باید پذیرفت که تئاتر دیگر جامعه را مخاطب قرار نمیدهد؛ بلکه بخشی محدود از جامعه را انتخاب میکند.
آنچه امروز با عنوان اجراهای لاکچری در حال گسترش است، فقط گران شدن بلیت نیست؛ نشانه خطرناکتری است از تغییر مختصات هنر. در این مدل، گاه شهرت جای کیفیت را میگیرد، حضور چهرهها جای ضرورت هنری مینشیند و سالن نمایش بیش از آنکه محل گفتوگو با جامعه باشد، به باشگاه اجتماعی گروهی خاص تبدیل میشود.
هنر، اگر فقط برای کسانی تولید شود که توان پرداخت قیمتهای نجومی دارند، دیگر نمیتواند با صداقت از جامعه سخن بگوید. هنری که مردم را از سالن بیرون میگذارد، دیر یا زود مردم را از روایت خود نیز حذف خواهد کرد.
خطر اصلی همینجاست؛ اینکه به تدریج عادت کنیم تئاترِ پنجمیلیونی را نه یک استثنا و زنگ خطر، بلکه نشانه «اعتبار»، «پرستیژ» و «موفقیت» بدانیم. از آن لحظه، هنر دیگر با میزان اثرگذاریاش سنجیده نمیشود؛ با قیمت ویترینش ارزشگذاری خواهد شد.
و شاید باید این پرسش را جدیتر از همیشه پرسید: وقتی مردم توان خرید بلیت هنر را ندارند، ما هنوز از هنر برای مردم حرف میزنیم یا از بازاری برای مصرفکنندگانِ هنر؟
پنج میلیون تومان برای یک بلیت، فقط یک عدد نیست؛ خطی است که میتواند میان هنر و جامعه کشیده شود. خطی که اگر هر روز پررنگتر شود، آنچه پشت سرش باقی میماند، شاید سالنهای پرزرقوبرق باشد، اما الزاماً هنر زنده نخواهد بود.
هنر، وقتی مردم را پشت در میگذارد، ممکن است همچنان گران باشد؛ اما دیگر لزوماً بزرگ نیست.
برچسبها:
مطالب مرتبط
۹ شهریور ۱۴۰۵
0